وسواس شارژ
اول از همه سلام
من قبلا ی گوشی داشتم بنا بر هر چیزی ک شاید میشه گفت شارژش مشکل پیدا کرد و ن شارژ نگه میداشت ن شارژ میشد . الان ی ماهی میشه که این دفعه خودم برای خودم ی گوشی نو خریدم. البته من فقط گفتم گوشی میخوام شما ثبت بزنین من پولشو میدم فقط تنها چیزی ک برام مهم بود کارایی و سخت افزاریش بود دومی هم شارژش ک اینجا مدل اینا رو خودشون زدن . الان دوتا وسواس خیلی بدی گرفتم . یکی اینک سرعت تایپ و استرس تایپم زیاد رفته بالا ک اینجا امکان هر اشتباه پیام دادن زیاده چون هی حواسم ب شارژشه و ی چشمم به بالا گوشیه و ی چشمم ب کیبورد و اینجوری واقعا دهنم سرویس میشه و شده و دومی مورد هم اینک تا گوشی رو بردارم تموم حسم میره ب دوتا چیز . باتری یا همون شارژش و حافظش ک اینجا همش مواظبم چیز زیادی دانلود نکنم ک حافظش زیاد شه و برای شارژش هم وقتی ی پیامی چیزی میدم یا یکم باش یک فیلم یوتیوب میبینم چند درصد کم شده از عمر قلب منم کم میشه و هی استرس میگیرم ک چرا اینقدر کم شد و این حرفا.
فکرشو نمیکردم ک برای یک گوشی اینقدر استرس و وسواس بگیرم .
الان من موندم مشکل طبیعیه یا واقعا ب چیزایی ک ت ذهنمه ربط داره
اول اینک اگ گالریم زیاد عکس و فیلم داشته باشه
یا
دوم اینک یکم زیاد بازی میکنم ( ی دو سه تا بازی ریختم برای این ک چون نت قطعه حوصلم سررفته بود )
یا
سوم آهنگ داشتن
یا
چهارم ت سروش یه دو سه تا فیلم یوتیوب دیدن ؟
یا اینک وقتی گوشی رو میزارم بعد میبینم دو سه تا شارژ کم شده ، خود برنامه های گوشی شارژ میخورن و طبیعیه یا ....
واسه خودمم عجیبه ک چرا این مدلی شدم
........................................................................
گفتم ک بخاطر درد هایی ک بدنم داره ظهر میخوابم درسته میدونم چهار بهمن ب صورت خیلی فشرده ک حتی ممکنه پنجشنبه و جمعه هم درگیرش بشیم امتحان داریم ولی میخوابم ک یکم انرژی بگیرم برای جناب سنجش و اخلاق و ورزش و بقیه درس ها .
متاسفانه دختر داییم حدیث یک عفونت روده اینا گرفته و بستری شده و مامانش یا همون زن داییم نمیتونه تنهایی سرمشو و خود بچه رو کنترل کنه و شیفتی میریم . من الان فهمیدم که واسه بچه کوچیک لازم نیست من شب برم چون صبح هم برم برای من زحمت زیادی جز خود نگه داشتن حدیث نداره و اگ دارویی چیزی لازم باشه خود زن داییم میره . پس تصمیم گرفتم فقط صبح ها برم . الان هم باید سرویس کنم خودمو ک حداقل فصل هفدهم سنجش ک فصلی فوق العاده زیاد و ی کوچولو سخته رو بخونم یا نصفه کنم ک واسه فردا اذیت نشم و عذاب وجدان نگیرم ک وایی هیچی نخوندم .
ولی خداییش از بیمارستان خیلی خوشم نمیاد ولی بخاطر این فنجکم میرم .
..........................................
جدیدا حس میکنم خیلی بد خلق شدم. ن حوصله کسیو دارم ن اعصاب شنیدن حرفای بقیه . حس تنفر خیلی عمیقی ب همه دارم دلم میخواد هیچ کسیو نبینم هیچ کسیو نبخشم با هیچ کس حرف نزنم و نبینم
نمیدونم چرا اینجوری شدم
خب دیگه این پست زیاد طولانی شد
همینجا تمومش میکنم
ممنون ک تا اینجا خوندی
- 04/10/26
سلام و درود
امیدوارم که خوب و سلامت باشید 🌹
نمیدونم این رژیم که میخواد اینترنت رو راه بندازه
انگار داریم تو کره شمالی زندگی میکنیم
لعنت بهشون خدایی